عشق یعنی سوختنبا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراغش سوختن عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی شاعری دلسوخته عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی قطره دریا شدن عشق یعنی همچومن شیدا شدن عشق یعنی قطعه شعر ناتمام عشق یعنی بهترین حسن ختام
+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |
+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |
+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |
+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند
گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند
عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند
خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد
عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد
تقدیم به بهترین دوستم علیرضا
+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |
+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |
من بودم و غروبي سرخ که نشان از تاريکي تلخي داشت
به ذهنم فشار آوردم تا تو را به خاطر آورم
ولي هر چه سعي کردم به ذهنم هم نيومدي
همان لحظه که خورشيد خانم داشت مي رفت
به خاطرم اومد که تو تمام هستي من بودي
و لي نميدانستم که به زيبا يهاي دنيا نبايد دل بست
به تويي که زيبايي محض بودي
آنروز غروب عشق من بود
من فهميدم که وعده هايت وفايي ندارد
شکوه هايي که از تو داشتم به فراموشي سپردم
و گفتم که بايد او را زخاطر برد
خورشيد رفت و شب امد
ولي من هنوز روز را نديده ام
اگر هر غروب طلوعي دارد
ولي اين غروب طلوعي ندارد
حالا ديگر من مانده ام و يک دنيا تاريکي
غروب عشق اگر غمگين بود
ولي برايم دوست داشتني بود
+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |
شکوفه هاي نگاه توست که عطر خاطره هاي دور را به يادم مي آرد تقدیم به مامان بزرگم ![]()
سخاوت دستهاي زيباي توست که گل عشق در باغچه خانه مان مي کارد![]()
واژه هاي قشنگ و پر معناي توست که در دفتر عشقم به يادگار مي ماند![]()
اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم مي افشاند![]()
انديشيدن به چشمان بي پرواي توست که خواب ناز را از ديدگانم مي ربايد![]()
پيوند دستهاي من و توست که شوق زندگي در دلم مي روياند![]()
وعده هاي پر اميد توست که برايم نويد خوشبختي به ارمغان مي آرد![]()
شبنم اشکهاي توست که بر چهره ام گلهاي غم مي کارد![]()
صداي آشناي توست که مرا پيوسته به سوي خود مي خواند
![]()
+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |

+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |

ميانِ كوچه ي تاريك پيچيد
سياهي بود تا آنجا كه حتي
خدا هم آن طرفها را نمي ديد
ميان كوچه ي بن بست دختر
خودش را بر در و ديوار مي زد
ولي فرياد او خود را ميانِ
هجوم باد وحشي دار مي زد
صداي گريه هاي دخترك در
ميان هاي و هوي مرد خوابيد
سكوت دخترك بر خاك افتاد
حيا باور نمي كرد آن چه مي ديد
حقيقت داشت آري لحظه اي بعد
زني بر خاك سرد كوچه افتاد
و صبح روزِ بعد از آن شب سرد
زمين كوچه بوي مرده مي داد 
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
+ اینکه چه کسی و چه روزی و چه ساعتی نوشته فکر نکنم زیاد مهم باشه این یادگاری های توست که برام از خیلی چیزا مهم تره الکس |
www.irLearn.com